تبليغاتX
هیچ جا امن تر و بهتر از جزیره کیش نیست - ترمینال 2، فرودگاه دوبی

هیچ جا امن تر و بهتر از جزیره کیش نیست

سفر خوب است اما اگاهانه سفر کردن بهتر است

فرودگاه دبی از منظر بهزاد بلور خبرنگار بی بی سی

( البته کاملا خودمونی و بی پرده )

دوبی گندترین هوای خاورمیانه رو داره

دبی شهری کاملا عقب افتاده

بهزاد بلور
این جفنگیات رو توو سالن اننیتظار فرودگاه دوبی نوشتم درست دو ساعت قبل از اینکه سوار هواپیما بشم و سفرم شروع بشه >>> افغانستان  این عکس هیچ ربطی به موضوع نداره و مربوط میشه به فرودگاه لندن روزی که خطر بمبگزاری روو شده بود.
برای این مطلب هیچ عکسی نگرفتم چون ترسیدم که عکس از فرودگاه گرفتن برام خطرناک بشه
( چون خبرنگارم و اگه من عکس بگیرم میگن که خواسته یه ایرادی بگیره)
شیر شتر ولی  بدون گوشت سوسمار لطفا قیمت یه شیرقهوه و شیرینی
(فرآورده costa coffe  که همیشه موقع صدا زدنش خندم میگیره "کس تا کافی")20 درهم شد و قیمت تاکسی شخصی از هتل تا فرودگاه ترمینال 2
 ( که مخصوص مستضعفای دنیا ساخته شده "پرواز به ایران ، عراق، افغانستان وجهنم دره) هم 20 درهم!! یعنی که قیمت شیر توو این کشور از بنزین گرونتره.
 
جوشوندن شیر و قهوه ، و گرفتن پول درمجموع 3 دقیقه طول کشید.
 رانندگی مابین هتل تا فرودگاه مستضعفین دوبی، 15 دقیقه.
راستی شیر شتر چربیش خیلی بالاست. 
 توو اروپا اگه پیدا بشه خیلی گرونه، شیرشتراینقده غیظه که عین غذا می مونه.
 یه بار توو شنبه بازار لندن یه کاسه چوبی قطور خیلی خوشگل دیدم که وقتی دسمو مالیدم بهش دیدم خیلی چسبناکِ.
 فکر کردم که فروشنده اش که یه آنتیک فروش انگلیسیه و با هم رفیقیم ؛ بهش موم زده
 ( بیشتر آنتیک فروشی های لندن به اشیا چوبی قدیمی موم زنبور می زنن که ظاهرش خوشگل بشه) گفت :
نه این ظرف ماله دوشیدن شیره شتره!  ولی اینقدر شیرش چربه که چربیش از توی چوب رسوخ کرده و از اونورش زده بیرون!
 آب و هوا و ربطش به تقلید قبل از اینکه برم توالت فرودگاه، این و بگم که به هر کسی که بگی از لندن میای با یه قیافه ترکمونی میگن"واه واه هواش افتضاحه" ولی کسی نیست بیاد بگه که دوبی گندترین هوای خاورمیانه رو داره
(بخار خلیج فارس و غبار صحرا) یعنی از گرمای شرجی و خاکه شنی که توو هواس خفه میشی
 ولی تمام پولتونو جمع میکنی که برین اونجا جنسهای بونجول از "دی تو دی" بخرین و با خوشحالی برگردین شهرتون!
حتی یه نق از هواش نیمزنین..
یکی از زیباترین مناظری که از هواپیما دیدم سواحل فلات آناتولی بود یعنی همون ترکیه خودمون،
 یه منظره این بود که مه دره ها رو پُر کرده بود و دریاچه های کوچیک و شیشه یه سری ساختمون توو نور ساعت 8 صبح برق میزد،
 ولی خاک برسرم که دوربین همراه نبود و کلی تصویرای  اینجوری رو از دست دادم. بنابراین این منظره از کوه های تاجیکستان رو فعلا قبول کنین ولی لندن!!! " اَخه ،بارونیه!" ای ریدم توو این منطق .
 در اینکه ملت مثله میمون تقلید میکنن بحثی نیست ، یعنی این جمله "لندن بارونیه.." ولی "...همه جای دوبی کولر داره ..." رو عین میمون تکرار میکنن بدون اینکه بفهمن چی میگن.
  yesssssssss(این یه تیکه بعدی رو لازم نیست بخونین ) اینکه بدون فکر کردن نتیجه گیری های دیگران رو مثل طوطی تکرار کنیم یا مثله میمون شبیه کاری کنیم مثله حرکت yesssss هستش که از آمریکا شروع شد
( دو تا دستتو مشت میکنی میبری بالا وقتی میاری پایین مثله شتر میگی yesssssss که علامت رضایت و پیروزیه).
 این دستمالی که پشت این آقا چسبیده ماله بالشت صندلی هواپیمائیه که از افغانستان ما رو برد تاجیکستان، از خنده مرده بودیم این به پشت این آقاهه چسبیده بود تا وقتی که از گمرک رد شد و رفت تاکسی نشست ( ربطی به موضوع نداره) داشتم تلویزیون دوبی رو صبحی میدیم هنرپیشه عربش ( دختر جوونی بود) عین این حرکتyessssssss  رو کرد!
 یعنی  که "میمون باش ، تا کامروا باشی" اونوقت به عنوان یه آدم خلاق میای یه حرف تازه بزنی ، همه این میمون صفتها همچین جلوتو میگیرن که انگار اخلاق و فرهنگ حق مسلمشونه و ما ول معتلیم! یادمه که فیلمی درباره چایکوفسکی فکر کنم ساختن که یه صحنه اش چایکوفسکی توو قمار برنده میشه و دقیقا همین حرکت yessss  رو انجام میده!
 آخه بابا خریت تا کجاها که نمیره، یعنی چایکوفسکی دویست سال پیش این حرکت دختربچه آمریکائی قرن 21 رو انجام بده.
 می بینین آدم پیش از سفر به افغانستان چه افکار قر وقاطی ای بهش حمله میکنه ! همدم سالن انتظار راستی اگه اومدین اینجا دوبی حتما  ایستگاه رادیوئیه 100.9 FM  رو که از روی تلفنم دارم میشنوم ، گوش بدین، آهنگهای عربیش خیلی ملایم و اصیله و در عین حال خوش ملودیه از وقتی کونم و گذاشتم رو صندلی  کافه "وجبات خفیقه" که بوی روغن ساندویچای تست شدش حال به هم میزنه، دلم نیومده موجشُ عوض کنم. دمشون گرم. هی میگه "الشرق الاوسط".
 شکر به اسید مزه شیرینی و قهوه داره یواش یواش توو دهنم من به اسید ترش تبدیل میشه و هضم شده ها داره به زیر شکمم فشار میاره.
 اینقد وِِروِرِ کردم که مستراه رفتن یادم رفت ( جمله اول قسمت: آب و هوا و ربطش به تقلید در آدمها) .
 فعلا نوشتن تعطیل تا که برم به توالتشون یه خورده بخندم .
 
 
ترمینال 2 دوبی توالت ایرانی هم داره و جالبه که بعضی ها میرن روی توالت فرنگی ، مدل توالت ایرانی میشینن اینو از جای کفششون روی صندلی توالت فهمیدم!
 
 (یعنی که مثلا بهت یه تخت پرِ غو ، بِدَن ( این یعنی توالت فرنگی ) ولی بری رو کاه بخوابی ( این یعنی توالت ایرانی)پرانتز بسته). 
  فهمیدم که دره هواپیما هموزن چمدونمه  یکساعت بعدش هنوز دارم رادیو100.9 رو گوش  میدم و حال میکنم،
 در پی ِ "شیر شتر و..." چیز جالب دیگه ای که اینجا دیدم این بود : توو این ترمینال قیمت سه جعبه شکلات سوئیسی مارک lindt با قیمت یه دستگاه dvd مارک sony DVP-NS67P (کامپیوترم و گذاشتم رو جعبش دارم مینوسم)
 یکی شد. هر دوشون حدود 60 دلار در اومد.
 البته همه اینا سوغاتیه و بعدا  جریان دی وی دی رو بهتون میگم که حسابی بخندین. ایرانی های مسافر از بین ایرانی هایی که از جلوی صندلی من رژه رفتن (ایرانی دست پا کوتاه، تیپ یونانی اسکندری، تیپ بچه زبل، دختر ترسو ( مانتو روسری) تیپ خونواده دار ( دماغ عمل نکرده ، حالت وا رفته) تیپ "اولین بارم ِ" چشمای هیجان زده و مشتاق با صورت سابیده و زُمُخت ، ...) تا که برسن GATE 5 و برن کیش و یا مشهد ،فقط یک نفر منو شناخت!
 اونم یه پسر جوونی بود که توو کافه تریا اونورتر نشسته بود و داشت یه کتاب انگلیسی میخوند ( فکر کنم خودآموزی چیزی بود) که اونم فکر کنم منو اشتباه گرفته بود یه سلام علیک خجالتی کرد و دیگه سرش و فرو کرد توو کتابش.
 اصولا منو زیاد اشتباه میگیرن،  غلط اندازم دیگه! مهم نیست وارد کدوم کشور بشم همه جا جلوی من و میگیرن (به قول خودم) قیافه ابلیس و قدیس دارم و هر گمرکی که برم بهشون برمیخوره! توو دوبی جلوی منو میگیرن میگن :
 حشیش میکشی؟ توو لندن منو بخاطر تروریستا، آمریکا بخاطر متولد تهران بودنم، افغانستان هم جلوی منو میگیرن ! خودشونم نمیدونن چرا ولی میگیرن دیگه! سه هفته بعد، سه تا ساعتِ خیلی بد! الان توو هواپیما روی باند استانبول نشستیم (پنجشنبه ساعت 6 به وقت استانبول)
 (سه بار صندلیمو عوض کردم) هواپیما از خرطوم جدا شده و داره دنده عقب میره که برسه به باند فرودگاه و بپره بره لندن... توو فرودگاه دوبی که داشتم اون چیزا رو مینوشتم (شروع سفرم)اتفاق جالبی افتاد:
 
روی بلیط نوشته بود که از خروجی 1 قراره بریم (خروجی یعنی gate) توو هواپیما، من تا ده دقیقه به پرواز مونده ، از مسئول خروجی1 حداقل صد بار پرسیدم که "کی در باز میشه که بریم" و اون جواب داد "اعلام میکنیم ، صبر کن بابا. . ."
 
بعد که دیگه ساعت بسته شدن در خروجی رسیده بود یه حس غریضی به من گفت که برم تابلو پروازها رو نیگا کنم، در نهایت فهمیدم که خروجی عوض شده و هیچکس از پای بلند گو اعلام نکرده.. در نهایت رفتم خروجی یا گِیت 4 ، اونجا متوجه شدم که از سه تا ساعت عقربه دار  فرودگاه،  حتی یکیش  درست کار نمیکنه! یکی عقب بود، یکی بلکل وایساده بود.
یکی دیگه اش بعد از ساعت 12 ظهر دیگه آهسته کار کرد !    از بد شانسی همیشه صندلیم می افته روی بال هواپیما مستضعفا ( یعنی ایرانیا و عراقیا و افغانا و بنگلادشی ها ) برن ترمینال 2 فرودگاه مستضعفین دوبی بدون شک ترمینال 2 هستش و اونجا بود که اونسوی زرق و برق دوبی رو تجربه کردم و بدجور هم تجربه کردم، اینکه اگه پول نداشته باشی یا از طبقه کارگر اونجا باشی، کلات پس معرکه است.
در نهایت سوار هواپیما شدیم و اونجا هم یک ساعت و نیم دیگه تاخیر داشتیم چون منتظرِ یه شخصیت سیاسی افعان بودیم که از پرواز اروپاش برسه دوبی. در نهایت سه هفته عجیبی بود ولی الان اصلا حالش نیست بنویسم چون الان که دارم متن رو ادامه میدم ،
 هواپیما دیگه رو ابراست و بوی غذا داره میاد و بدون شک دوباره یادشون رفته که غذای گیاهی منو مجزا آماده کنن.
 زشیر شتر خوردن و سوسمار     عرب را بدینجا رسیدست کار که تخت کیانی کند آرزو       تف ُ بر تو ای چرخ گردان تفُ این شعر فردوسی که در شاهنامه آمده و در وصف فروریختن سلسله ساسانی و حمله اعراب به ایرانِ اون زمان خیلی اون موقعها مسداق داشته ولی الان گوشت سوسمار خیلی خیلی گرونه و حتی از نفت گرون تره و شیر شتر هم کمیابه.
 و درعین حال در قسمتهایی از ایران این دو نوع خوراک استفاده میشه و بنابراین دیگه ننگ آور نیست.
 بدون شک هم ما الان داریم آرزوی . . . استقلال و آزادی ای که در دوبی وجود داره رو ، .... می کنیم(عجب پایان جمله جالب شد)!  
لینک مطلب :
http://www.behzadbolour.com/articles/43.stm
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 15:29  توسط مهرنوش و رضا   |